روزگار نا مرد


 

با نگاه اول ازش خوشم اومد و به دلم نشست

 

تو نگاهش میخوندم که اونم این حس رو نسبت به من داره

 

از رفیقاش شنیدم که میخواد بیاد و پا جلو بزاره برای دوستی

 

بعد از 8 ماه اون اولین کسی بود که به دلم نشست

 

تمام روز ها تو فکرش بودم تا زمان های قرارمون با بچه ها برسه

 

که فقط اونو ببینم.که فقط دوباره قلبم همون جور بتپه

 

اما زمانی که احساس کرد دوسش دارم کشید کنار و رفت با یکی دیگه

 

تف به این روزگار که بجز خون کردن دل و ریختن اشک چیزه دیگه ای بلد نیست

/ 0 نظر / 8 بازدید